.
چون شاهی به یزدگرد آمد، تازیان به بس شمار به ایرانشهر تاختند. یزدگرد به کارزار با ایشان قادر نبود. به خراسان و ترکستان شد و اسب و مرد و یاری خواست و او را آنجای کشتند.
پسر یزدگرد به هندوستان شد. سپاه و گُند آورد. پیش از آمدن به خراسان درگذشت. آن سپاه و گُند بیاشفت. ایرانشهر به تازیان ماند.
ایشان آن آئین اَکَهدین خویش را رواج بخشیدند و بس آئینِ پیشینیان را بیاشفتند، دین مزدیسنان را نزار کردند. از بندهش تا امروز اَناگی از این گرانتر نیامد.
در دین گوید که دُشپادشائی ایشان به سر خواهد رسید.
از کتابِ بندهش
نوشتهی فرنبغ دادگی
ترجمه: مهرداد بهار
.
.
ـ گُند: لشکر
ـ اَکَهدین: بددین
ـ بندهش: آفرینشِ آغازین
ـ مزدیسنان: مزداپرستان، زرتشتیان
ـ اَناگی: تباهی
ـ دُشپادشائی: حکومت جور و ستم
.



Leave a Reply